`*:••?••:*¨دل دریایی*:••?••:

جوینده عشق بی عدد خواهد بود عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود.

هر چقدر خدا را صدا کنی خسته نمیشی
پس صدایش کن, او منتظر توست
منتظر شنیدن آرزوهایت,خنده هایت , گریه هایت
استغفارهایت,ندبه هایت
ابراز عشق و ایمان و اظهار بندگی توست 

من آرزو دارم
دلت مثل بهار , پر شود از لحظه های ماندگار
زندگیت خالی از غم و اندوه, لحظه های شادمانی بی شمار

من برایت آرزو میکنم
عاشق شوی,و اگر هستی,کسی هم به تو عشق بورزد,و اگر اینگونه نیست ,تنهاییت کوتاه باشد ,و پس از تنهاییت ,نفرت از کسی نیابی

برایت آرزو میکنم
روزهایت هر یکی بهتر از قبل ,خوش بود بر کام تو این روزگار
همچو شمعی باشی و همراه گل,من بگردم دور تو پروانه وار


+نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/30ساعت5:55 بعد از ظهرتوسط قلب بلوری | |

دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی،
گفتی که با من همیشه چشمه زلال عشق در قلبت میجوشد؛
گفتی همیشه آرامی همیشه به امید بودنم زنده میمانی؛
مدتی است که روزها، سرد گذشته؛از سردی هوا، آب چشمه ی عشقت یخ بسته؛
رگهای قلبم بی آب است به یک کویر خشک رسیدن هم بهتر از باریدن باران است؛
فصل عشق تو، رو به خزان است با تو بودن مثل رفتن به سوی یک کلبه ی بی نام و نشان است؛
بی خیال، از عشق نگو برایم بهانه ات را بیاور که منتظر شنیدن آنم؛
تو هنوز کتاب عشق را نخوانده ای و آمده ای به سراغ صفحه آخرش،
هنوز باران عشق را ندیده ای و زیر آسمان آفتابی نشسته ای به انتظار باریدنش؛
اول بیا و بعد بگو میخواهی بروی تو هنوز نیامده داری میروی؛
اگر این است امروز تو ،وای به حال فردایت دیگر حوصله ندارم سر کنم با غمهایت؛
بارها رفتی و خودم آمدم به سراغت، اینبار دگر حتی نمینشینم چشم به راهت؛
باور اینکه تو از خوبها نیستی برایت بسی دشوار است اما این دست خودت نیست تو همینی؛
دیدنت حالم را خراب میکند ،زین پس به جای تو با تنهایی قرار میگذارم،
اینگونه قلبم با تنهایی روزهایش را فردا میکند؛
دلت به حالم نسوزد،اینک این حال من است که سوخته، چشمهای خیسم،
به انتهای جاده ای که تو را در آن ندارد چشم دوخته و میشمارد
ثانیه هایی که از رویاهایم فراری اند؛
به جای نفس آه میکشم و به جای غم حسرت میخورم ؛خاطره هایم را جا میگذارم
و دیگر جای قدمهایت پا نمیگذارم

+نوشته شده در جمعه 1390/10/09ساعت11:35 قبل از ظهرتوسط قلب بلوری | |

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام
در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ….
خیلی دلم گرفته….
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…
انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…
آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

 


 

+نوشته شده در جمعه 1390/10/09ساعت11:31 قبل از ظهرتوسط قلب بلوری | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

مراقب آتش درونت باش...ممكنه نابودت بكنه.

+نوشته شده در یکشنبه 1390/09/20ساعت5:51 بعد از ظهرتوسط قلب بلوری | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

مراقب آتش درونت باش...ممكنه نابودت بكنه.

+نوشته شده در یکشنبه 1390/09/20ساعت5:48 بعد از ظهرتوسط قلب بلوری | |

گفتگو با خدا در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو میکنم خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو کنی من در پاسخ گفتم اگر وقت دارید خدا خندید و گفت : وقت من بینهایت است پرسیدم په چیز بشرتو را سخت متعجب می سازد خدا پاسخ داد کودکیشان اینکه انها از کودکیشان خسته میشوند و عجله دارند که بزرگ شوند و دوباره پس از مدتها ارزو میکنندباز کودک شوند اینکه آنها سلامتی خود را از دست میدهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته شان را با جویند اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش می کنند بنابراین . نه در حال زندگی می کنند نه در آینده اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیستند دستای خدا دستانم ا گرفت مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم :به عنوان پدر می خوای کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند گفت :بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشند همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند بیاموزند فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمها را التیام بخشیم بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارند بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد بیاموزند که دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند بیاموزند که کافی نیست که دیگران را فقط ببخشند بلکه خود را نیز باید ببخشند من با خضوع گفتم از شما به خاطر این گفتگو سپاسگزارم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید به فرزندانتان بگویید خداوند لبخند زد و گفت : . فقط اینکه بدانند من اینجا هستم همیشه

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/16ساعت6:31 بعد از ظهرتوسط قلب بلوری | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com 

مراقب آتش درونت باش...ممكنه نابودت بكنه.

+نوشته شده در یکشنبه 1390/09/13ساعت2:49 بعد از ظهرتوسط قلب بلوری | |

3 الف و 3 ت

در زندگي 3 (الف) را انجام و 3 (ت) را ترک کن :

الف اول اخلاص در کار هاست .

الف دوم اجتهاد (سعي و تلاش ) در کارهاست .

الف سوم اخلاق نيکوست .

ت اول تماشايي نشويد .

ت دوم تجسسي نباشيد .

ت سوم تجددي نشويد .

اگه قشنگ بود و خوشتون اومد يه نظرم بدين

+نوشته شده در سه شنبه 1390/08/24ساعت11:21 قبل از ظهرتوسط قلب بلوری | |

عجب صبري خدا دارد!

خدا

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

همان يک لحظه اول ، که اول ضلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان ، جهانرا با همه زيبايي و زشتي ، برروي يکدگر ، ويرانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

که در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ،بر لب پيمانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

که ميديدم يکي عريان و لرزان و ديگري پوشيده از صد جامه رنگين زمين و آسمانرا واژگون مستانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

نه طاعت ميپذيرفتم ،نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز کرده ،پاره پاره در کف زاهد نمايان ،سبحه صد دانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

براي خاطر تنها يکي مجنون صحرا گرد بي سامان ،هزاران ليلي ناز آفرين را کو به کو ،آواره و ديوانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اکر من جاي او بودم .

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپاي وجود بي وفا معشوق را ، پروانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

بعرش کبريايي ، با همه صبر خدايي ،تا که ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يک ناروا گرديده خواري ميفروشد ،گردش اين چرخ را وارونه ، بي صبرانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم .

که ميديدم مشوش عارف و عامي ، ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش ،بجز انديشه عشق و وفا ، معدوم هر فکري ، در اين دنياي پر افسانه ميکردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

چرا من جاي او باشم .

همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد ، وگرنه من بجاي او چو بودم ،يکنفس کي عادلانه سازشي ، با جاهل و فرزانه ميکردم .

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد

+نوشته شده در سه شنبه 1390/08/24ساعت11:19 قبل از ظهرتوسط قلب بلوری | |

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه با هر username که باشم، من را connect مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمي کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه با يک delete هر چي را بخواهم پاک مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه اينهمه friend براي من add مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه اينهمه wallpaper که update مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه با اينکه خيلي بدم من را log off نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه همه چيز من را مي داند ولي SEND TO ALL نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه مي گذارد هر جايي که مي خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه جزء friend هام مي ماند و من را delete و ignore نمي کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه اجازه، undo کردن را به من مي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچ وقت به من پيغام the line busy نمي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه اراده کنم، ON مي شود و من مي توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه دلش را مي شکنم، اما او باز من را مي بخشد و shout down ام نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه password اش را هيچ وقت يادم نمي رود، کافيه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه تلفنش هميشه آنتن مي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه شماره اش هميشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچ وقت پيغام no response to نمي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هرگز گوشي اش را خاموش نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچ وقت ويروسي نمي شود و هميشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچوقت نيازي نيست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه آهنگ حرف هاش هميشه من را آرام مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه نامه هاش چند کلمه اي بيشتر نيست، تازه spam هم تو کارش نيست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اينکه وسط حرف زدن نمي گويد، وقت ندارم، بايد بروم يا دارم با کس ديگري حرف مي زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه من را براي خودم مي خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه وقت دارد حرف هايم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه فقط وقت بي کاريش ياد من نمي افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه مي توانم از يکي ديگر پيشش گله کنم، بگويم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه پيشم مي ماند و من را تنها نمي گذارد، دوست داشتنش ابدي است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه مي توانم احساسم را راحت به آن بگويم، نه اصلا نيازي نيست بگويم، خودش ميتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه به من مي گويد دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفي نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه تنها کسي است که مي تواني جلوش بدون اينکه خجل بشوي گريه کني، و بگويي دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه ، مي گذارد دوستش داشته باشم ، وقتي مي دانم لياقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اينکه از من مي پذيرد که بگويم : خدا را دوست دارم ...

 

+نوشته شده در سه شنبه 1390/08/24ساعت11:17 قبل از ظهرتوسط قلب بلوری | |